الفيض الكاشاني

18

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

يا اهل لذات دنيا لا بقاء لها * ان اغترارا بظل زائل حمق « 9 » روايت شده كه شعر از خود آن حضرت است و گويند : عربى بيابانى بر گروهى وارد شد . پس غذايى برايش آوردند . غذا خورد و به سايهء خيمه آن گروه رفت و آن جا بخفت . آنها خيمه را برچيدند پس آفتاب به او رسيد و بيدار شد و برخاست در حالى كه مىگفت : الا انما الدنيا كظل بنية * و لابدّ يوما ان ظلك زائل « 10 » همچنين گفته شده است : و ان أمرا دنياه اكبر همه * لمستمسك منها بحبل غرور « 11 » مثال ديگرى براى دنيا از لحاظ گول خوردن به خيالات آن و تهيدستى پس از رهايى از آن اين است كه دنيا شبيه به خيالات خواب و خوابهاى پريشان است . رسول خدا ( ص ) فرمود : « دنيا خوابى است و اهل دنيا بر اين خوابها كيفر و مجازات مىشوند » . « 12 » يونس بن عبيد گويد : نفس خود را در دنيا همانند مرد خفته‌اى مىدانم كه در خواب امور ناخوشايند و دوست داشتنى مىبيند و در همان حال بيدار مىشود . مردم نيز چنانند ؛ هر گاه بميرند از خواب بيدار مىشوند و ناگهان دست خود را از آنچه به آن تكيه كرده و به آن شاد بوده‌اند خالى مىبينند . به حكيمى گفته شد : چه چيز كاملا به دنيا شبيه است ؟ گفت : خوابهايى كه خفتگان مىبينند .

--> ( 9 ) اى كسانى كه از لذّتهاى بىدوام دنيا برخورداريد براستى فريب خوردن به سايه‌اى كه مىرود نادانى است . ( 10 ) دنيا همانند سايهء ساختمانى است و روزى ناگزير سايه بر طرف مىشود . ( 11 ) شخصى كه بيشترين تلاش او دنيايش است در دنيا به ريسمان فريب دهنده‌اى چنگ زده است . ( 12 ) عراقى مىگويد : مدركى براى اين حديث نيافتم .